کد خبر:1881
پ
۲۰۲

شهید على ثالثى

پیش از شهادتش، حالت عجیبى داشت

پیش از شهادتش، حالت عجیبى داشت. در پوستش نمى‏گنجید. در دلش غوغایى برپا بود؛ اما حرف نمى‏زد. سکوتش با زبان بى‏زبانى مى‏گفت که: «فردا شهید خواهد شد!».

شهید «على ثالثى» نماز شب خواند و تا صبح راز و نیاز کرد. قبل از ظهر روز جمعه، مقارن با روز «عرفه» در حالى که مشغول ذکر هزار صلوات بود و در سنگر نگهبانى پاس مى‏داد، در اثر اصابت ترکش خمپاره‏ى شصت به لقاء الله پیوست. محل شهادت وى، خط پدافندى «فاو – ام‏القصر» بود.

(با یاران سپیده، محمد خامه‏یار، لشکر ۱۷ على بن ابى‏طالب (ع)، تابستان ۷۵، ص ۳۷)

راوى: جواد خدادادى

مرد میدان دعا

مرد میدان دعا بود و درس و بحث روزمرگى، او را از این مهم باز نمى‏داشت. مدت کوتاهى از ورود ما به حوزه‏ى علمیه‏ى قم مى‏گذشت. در مدرسه‏ى «ستیه» حجره داشتیم و راهرو باریکى حجره‏ى ما را از حجره‏اى که شهید «نقى شریفى» در آن به سر مى‏برد، جدا مى‏کرد. هفته‏اى یک شب کبوتر دلمان را در آسمان با صفاى دعاى توسل پرواز مى‏دادیم و زمزمه‏وار مى‏گریستیم. سعى ما بر این بود که سر و صداى محفل ما مزاحم درس و مطالعه‏ى حجره‏هاى همجوار نشود.

بعدها به طور اتفاقى فهمیدیم شهید تقی شریفى نیز در موقع برگزارى دعا، سر به دیوار حجره مى‏گذاشته و با ما هم‏ناله مى‏شده است و این، زمانى بود که هنوز با هم صمیمى نشده بودیم.

بعدها او نیز به جمع ما پیوست و صداى گرم و حال خوشش، گرمى‏بخش محفل روحانى ما گردید.

(ما آن شقایقیم، تقى متقى، مرکز فرهنگى سپاه، زمستان ۷۵، ص ۱۲۱)

راوى: حجه الاسلام محمدمهدى ماندگار

کلیدواژه : شهيد على ثالثى
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 5 =

کلید مقابل را فعال کنید

×

سلام علیکم

جهت برقراری ارتباط با مرکز مقاومت بسیج وزارت دادگستری روی آیکن واتس اپ کلیک نمایید یا پیام خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمائید

× مرکز مقاومت بسیج وزارت دادگستری